واه و واه و واه!
بنماند هیچش الا، هوس قمار دیگر
دیروز مرخصی گرفتم.
تمام صبح خوابیدم.
تمام بعد از ظهر رو هم خوابیدم.
وبلاگ خوندم.
کتاب خوندم.
تلویزیون نگاه کردم.
شطرنج بازی کردم.
حموم رفتم.
آلبالو خشکه خوردم.
یه لیوان نوشابه گذاشتم تو فریزر.
آلسکا خوردم.
دیشب قرص ماه کامل بود.
ماه رو تماشا کردم.
.
.
.
ولی خستگیم در نرفت.
خستهام.
یه چیزی کمه.
تو.
تلفن اول (منشی):
- الو سلام!
- سلام بفرمائید.
- مهندس [...] هستن؟
- نخیر مرخصی هستن.
- چراااااااااا!!!! واسه چی مرخصیه. پس کار من چی میشه؟ کار منو انجام نداده! (و از این چرت و پرتا!)
- ببخشید! نمیدونستن باید با شما هماهنگ کنن!
پ.ن.: انگار باید برگ مرخصیمو بدم متقاضی امضا کنه! یا هر وقت میخواستم برم مرخصی زنگ بزنم به همه متقاضیا ازشون اجازه بگیرم!
تلفن دوم (خودم):
- الو سلام!
- سلام بفرمایید.
- . . .
- . . .
- امروز پرونده منو رد میکنین؟
- نه! سرم شلوغه!
- پس تا شنبه انجامش بدین.
- فردا که جمعه ست.
- خوب بیکارین انجامش بدین دیگه!!!!
پ.ن.: نمیدونستم اوقات فراقتم هم باید توسط متقاضیها برنامه ریزی بشه!!!
تلفن سوم (خودم):
- الو! سلام!
- سلام! بفرمایید.
- من دکتر [...] هستم.
- بله. بفرمائید.
- استاد دانشگاه.
- بله بفرمائید.
- عضو هیئت علمی دانشگاه هستم.
- بله بفرمائید.
- میخواستم ببینم پروندم چی شد . . .
پ.ن.: چقدر ما بدبخت هستیم!
یه جایی پیدا کردم نزدیک فیروزکوه، در منطقه ای به اسم امین آباد. یه سربالایی هست که ماشین رو اگه خلاص کنی برعکس جهت شیب سربالا میره! خودم که دفعه اول واقعا کفم بریده بود. اول فکر میکردم خطای دیده. ولی تقریبا ثابت شد که خطای دید نیست و واقعا اونجا سربالاییه.
یه فیلم البته نه چندان واضح گرفتم. به خصوص اگه آخر فیلم رو ببینید، ماشین تو سربالایی در حالت خلاص داره میره بالا.
اما هنوز نتونستم upload کنمش. بعدا میزارم ببینید!
خاطره در گرو فاصله هاست
فاصله تلخترین خاطره هاست
بسم حکایت دل هست با نسیم سحر
ولی به بخت من امشب سحر نمی آید
دلم میدونی چی میخواد؟
دریا
دریای صاف و بدون موج
ساحل ماسهای
با ماسههای داغ داغ
وسط ظهر تابستون
دراز بکشم کنار دریا، تو عمق کم
جوری که نصف بدنم تو آب باشه
فقط به آسمون نگاه کنم و رد شدن ابرها رو ببینم
هیچ چیز جز آبی عمیق آسمون و سفیدی بدون لک ابرها نبینم
هیچ صدایی جز صدای آب آرومی که با موهام بازی میکنه نشنوم
عمق آسمون چشمهامو خیره کنه
نرمی آب تنم رو سبک کنه
و بعد
بخوابم
تو بساط این دستفروشها که فیلم میفروشن همه چی پیدا میشه! فکر نمیکردم این فیلمها رو داشته باشن. تو صادقیه DVD پرسپولیس و آمریکن پای 6 رو گرفتم با زیرنویس فارسی اونم با چه کیفیتی، دونهای هزار! تازه یارو میگفت اگه اشکال داشت بیار عوض کنم! انگار برخلاف همه چیز، قیمت فیلم و DVD داره روز به روز میاد پایین!
الانم گور بابای کپی رایت دارم میرم علی سنتوری ببینم!
این صمیمی ترین دوستمه
فکر میکنید اگه من اینجوری برم اداره اخراج بشم؟

برای اونایی که این روزا پروندشون دستمه متاسفم!

فرض کنید میخوایم یه برنامه بنویسیم که یه عدد رو بگیره رقم هاشو برعکس کنه (یعنی مثلا 1234 رو بگیره 4321 بده). من یکی نوشتم. کوتاه تر یا ساده تر اگه بلدید بگید. احساس میکنم 2 تا حلقه زیاده. شاید بشه با یه حلقه هم نوشت.
اگه حالشو دارید روش فکر کنید.
(در VB دستور Mod باقیمانده صحیح رو میده و \ خارج قسمت صحیح رو)
i = 1
Dim m(100) As Double
txt1.text = n1 ‘Read n1
Do While n1 > 9
m(i) = n1 Mod 10
n1 = n1 \ 10
i = i + 1
Loop ‘seprate numbers
For j = 1 To (i - 1)
n1 = n1 + m(j) * 10 ^ (i - j)
Next j ‘link numbers
txt2.text = n1 ‘write n1
جالب اینجاست که اگه بخوایم راه ریاضیشو نادیده بگیریم، با یه دستور ساده تو VB میشه قضیه رو حل کرد:
a = StrReverse(b)
تو فرم سلیقه هاتون رو میگین و بعد ۱۰ هزار تومن میدین برای ۶ تا کتاب. خوبه نه؟
دیروز همش حرف ولنتاین بود. خانمای اداره میخواستن از زییر زبونم در بیارن که چی هدیه خریدم. منم حسابی پیچوندمشون. آخرش گفتن با سیاست تر از تو ندیدیم!
این پسره همکارم، چند روز پیش میگفت 25 بهمن کیه؟ گفتم پنجشنبه. گفت پس ولنتاین پنجشنبهست؟ گفتم نه، ولنتاین 14 فوریهست! بعد کلی بحث کردیم سر همین! آخه یه چیزی که مبناش ایرانی نیست که با تقویم ایرانی به یاد نمیارن. تازه طرف میگفت این ولنتاین کی بوده؟ شنیدم یه سرباز آلمانی بوده تو جنگ جهانی!!!
خداییش این ولنتاین هم خیلی جواد شده. ولی چه کنیم. وقتی هیچ مناسبتی نداریم به جاش. دولت هم نمیتونه واسه همچین روزی چیزی تحمیلی جایگزین کنه.
یه جا پیدا کردم فرسایش فوقالعاده کار کرده.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|