1721 سال پیش در چنین روزی، نه، 1720 سال بعد از آن در چنین روزی، اولین پست وبلاگ کهنه حصیر نوشته شد!
تجربه جالبی بود! خوش گذشت!
۲۴ آذر 1384 . . .
اینقدر اوضاع هچل هفت و درب داغونی داشتم که الان که فکرشو میکنم درکش واسه خودمم سخته.
ولی به هر حال گذشت.
اما الان فکر میکنم که میدونم برنامم چیه و تا حدود زیادی میدونم میخوام چیکار کنم.
6 ماه دیگه مونده تا سربازیم تموم بشه. نمیدونم عمر این وبلاگ با تموم شدن سربازیم تموم میشه یا نه. نمیدونم بازم حرف برای گفتن خواهم داشت یا نه.
فکر میکنم کهنه حصیر از معدود وبلاگایی باشه که یک بار بعد از تولدش به کل مرد! اما دوباره زنده شد و ادامه داد. اون پست یادگاری خیلی حالمو جا آورد. دست نویسندش درد نکنه و بدونه که من همون دفعه اول فهمیدم کار کی بود. دستش درد نکنه!
خوب امروز تولد کهنه حصیره!
تبریک بگید دیگه!
این ویکیپدیا هم چیز به درد بخوریهها! یه دایرهالمعارف آنلاین واقعی. با اینکه یه محیط انسایکلوپدیاست اما خوب رشد کرده (حداقل به زبان انگیلیسی) و مرجع خوبی به عنوان یه منبع کمی بالاتر از سطح اطلاعات عمومی میشه حسابش کرد. با وجود یه سری اشکالاتی که همچین محیطهایی داره از جمله چند مورد آبروریزی و نشر اکاذیب در مورد دیگران اما مدیران سایت با یه سری تغییرات و محدودیتهای خیلی کوچیک سعی کردن جلوی یه همچین چیزایی رو بگیرن.
خلاصه اینکه چند روزی با ویکیپدیا سرگرم بودم.
------------------------------
فکر میکنم شما هم شنیدید که میگن ایرانیها خیلی شبیه به ایتالیاییها و یونانیها هستند. خوب این کاملا درسته و از لحاظ ژنتیکی، ایرانیها علاوه بر شباهت به ایتالیاییها و یونانیها به دانمارکیها، انگلیسیها و اسپانیاییها هم شباهت ژنتیکی دارن. (گوشه بالا سمت راست)

این موضوع رو وقتی تو ویکیپدیا سرچ میکردم بهش برخورد کردم. اصلا هم قصد ندارم برداشت خاصی از این مطلب کنم. حال و حوصله آدمایی رو هم که همش میخوان خودشون رو به یه چیز (از نظر خودشون) برتر متصل کنن ندارم.
یه نگاه به این لینک بندازین و ببینید که در معرفی مردم ایران اولین تصویری که ارائه شده چیه. چیزی که شاید خیلی از مردم ایرانی اصلا ندونن اسمش چیه!
--------------------------
خیلی وقت بود دنبال یه آهنگ بودم. آهنگ فیلم پاپیون. کاری از Jerry Goldsmith. آهنگ ساز مشهوری که شهرتش بیشتر و یا میتونم بگم فقط به خاطر موسیقی فیلمه. 18 بار نامزد جایزه اسکار که تنها برای فیلم The Omen در سال 1976 این جایزه رو برد. در ایران معروفترین آهنگ ساخت جری گلداسمیت، آهنگ فیلم پاپیون هست با بازی استیو مککوئین و داستین هافمن. چون به نظرم آهنگ خیلی قشنگی بود گذاشتمش کنار صفحه. انتهای ستون سمت چپ میتونید گوش بدید. البته 3-4 روزه گذاشتمش. فکر میکنم کسی دقت نکرده.
------------------------------------
چند روز پیش یکی که اولین بار وبلاگمو خونده بود ازم پرسید تو ایدهآلیست هستی؟
به نظر شما هستم؟
خودم نشستم در این مورد فکر کردم. بعد به نظر خودم رسید که شاید بیشتر رئالیست باشم. بعد رفتم سرچ کردم. به این دو تا لینک نگاه کنید:
با خوندن اینا به این نتیجه رسیدم که معنای این ایسمها، ممکنه همون چیزی که مردم عامه تصور میکنن نباشه.
*****************
چند روزی بود میخواستم بنویسم. خیلی هم حسش بود. اما چیزی به ذهنم نمیومد. واسه همین پست این دفه خیلی قر و قاطیه!
حدود یک هفتهای گذشته. ثانیهها، دقیقهها، ساعتها، . . . گذشتهاند.
قطرات باران زیادی بر زمین باریده. کلاغهای زیادی از فراز بام خانمان پرواز کردهاند. کبوترهای زیادی بر بام خانمان نشستهاند. برگهای زیادی بر زمین ریخته. عابران زیادی از کوچهمان گذشتهاند. افکار زیادی آمده و رفتهاند. حروف زیادی تایپ کردهام. خورشید هفت بار طلوع کرده است . هفت بار با غروبش خواب را به چشمانم آورده. در طول این مدت شاید اتفاقی افتاده باشد. شاید تغییری کرده باشم. شاید گروه خونیم عوض شده باشد. یعنی هنوز +O هستم؟ نمیدانم. باید دوباره بروم آزمایش بدهم. باید ببینم آن خانم پرستار خوبه کی شیفتش است!
از اینکه احساس میکنید با خواندن این پاراگراف وقتتان را گرفتهام و سر کار رفتهاید، اصلا متاسف نیستم. حداقل از دیدن سریالهای تلویزیونی بهتر بوده. موافق نیستید؟
-----------------------------
نوشته بودم که از خیلی چیزها متنفرم. بعضیها فکر کردن که من گفتم از همه چیز متنفرم. اما نه. از همه چیز نه. گاهی آدم از هوای خنک صبح، نفرتشو فراموش میکنه.
شاید گاهی . . .
هر کس گاهی اینطوری میشه. آدما همه سینوسی هستند.
-----------
نمیدونم چطور این شکل و مکلا اومد تو ذهنم.
در مورد این شعر حافظ:
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند
معنای اولی که ازش میرسه اینه که عاقلان مرکز وجودند. ولی عشق میدونه که مرکز نیستند، بلکه تو محیطش (محیط همین دایره وجود) سرگردونن!
اما یه چیزی هم به ذهن من رسید که شاید کاملا غلط باشه. فقط چون زحمت کشیدم نقاشیش کردم و وقت گذاشتم روش، اینجا میگم!
میشه اینجوری گفت که عاقلان فکر میکنن یه دایرهای هست (دایره وجود) که این عاقلان حسابی ازش سر درآوردند و ازش باخبرن. اما عشق میدونه که یه دایره دیگه هست (این دایره) که اصل کاری اونه. و این عاقلان از اون خبر ندارند (و یا دارن) و در محیط اون دایره سرگردونن!
در شکل 1 موقعیت قرار گیری عاقلان نسبت به دایره وجود و این دایره مشخص گردیده است. (اینم به یاد جوونیامون که مقاله مینوشتیم!)

شکل1- موقعیت قرارگیری عاقلان نسبت به دایره وجود و این دایره و موقعیت پرگار وجود.
بالاخره اینم تفسیری بود. شاید بعدها تفسیر دیوان حافظ رو چاپ کردم. البته احتمالا حضرت حافظ امشب میاد توی خواب من و میگه تو رو جون هرکی دوس داری بیخیال تفسیر دیوان ما شو!
پینوشت: احتمالا باز حسینا میخواد بگه یا رسمی بنویس یا محاورهای.
همینه که هست! سبک منه! بعدن که نوبل ادبیات گرفتم بهت امضا ندادم میفهمی!
دیروز برای اولین بار فهمیدم گروه خونم چیه!
O+

|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|