من ديگه حوصله ندارم،
به خوب اميد و
از بد گله ندارم . . .
آره ديگه! اوضاع بر وفق مراد است و ملالي نيست، حتي دوري شما. چرخ گردون ميچرخد و ميچرخد و ميچرخد. خوب هم ميچرخد. فقط اينجاش كه من نشستم ميخش زده بيرون، يكم اذيت ميكنه.
تو سفيدي، من سياهم
خستهاي گم كرده راهم
گنه تو بيگناهي
بيگنه غرق گناهم
دلم لك زده واسه اينكه تو خوابگاه ساعت 2 شب با يه نفر بشينم فال حافظ بگيرم.
دلم لك زده واسه درددلاي شبونه تو خوابگاه. واسه دو نفري اختلاط كردن.
آخ دلم لك زده . . .
آخ دلم لك زده . . .
اين همون بوته گل رزه كه ميگفتم!

شب پر شده از من،
از من و دلواپسيها . . .
قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست
قومی دگر حواله به تقدير میکنند
اما من هر دو رو موثر میدونم.
فیفتی – فیفتی
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|