تلفن اول (منشی):
- الو سلام!
- سلام بفرمائید.
- مهندس [...] هستن؟
- نخیر مرخصی هستن.
- چراااااااااا!!!! واسه چی مرخصیه. پس کار من چی میشه؟ کار منو انجام نداده! (و از این چرت و پرتا!)
- ببخشید! نمیدونستن باید با شما هماهنگ کنن!
پ.ن.: انگار باید برگ مرخصیمو بدم متقاضی امضا کنه! یا هر وقت میخواستم برم مرخصی زنگ بزنم به همه متقاضیا ازشون اجازه بگیرم!
تلفن دوم (خودم):
- الو سلام!
- سلام بفرمایید.
- . . .
- . . .
- امروز پرونده منو رد میکنین؟
- نه! سرم شلوغه!
- پس تا شنبه انجامش بدین.
- فردا که جمعه ست.
- خوب بیکارین انجامش بدین دیگه!!!!
پ.ن.: نمیدونستم اوقات فراقتم هم باید توسط متقاضیها برنامه ریزی بشه!!!
تلفن سوم (خودم):
- الو! سلام!
- سلام! بفرمایید.
- من دکتر [...] هستم.
- بله. بفرمائید.
- استاد دانشگاه.
- بله بفرمائید.
- عضو هیئت علمی دانشگاه هستم.
- بله بفرمائید.
- میخواستم ببینم پروندم چی شد . . .
پ.ن.: چقدر ما بدبخت هستیم!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|